لغات آزمون MSRT

لغات آزمون MSRT؛ واژگان مهم و پرتکرار با معنی

فهرست مطالب

تسلط بر واژگان یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت در آزمون MSRT است. حتی اگر در ساختار آزمون، بخش مستقلی با عنوان Vocabulary وجود نداشته باشد، داوطلب برای پاسخ‌دادن به سؤالات شنیداری و درک مطلب به دامنه لغات مناسبی نیاز دارد. بسیاری از متون آزمون شامل واژه‌های رسمی، علمی و دانشگاهی هستند و ندانستن معنی چند کلمه کلیدی می‌تواند درک مفهوم اصلی متن را دشوار کند.

بااین‌حال، باید توجه داشت که فهرست رسمی و محدودی با عنوان  لغات آزمون MSRT وجود ندارد. طراحان آزمون می‌توانند از واژگان مختلف عمومی و دانشگاهی استفاده کنند. بنابراین، فهرستی که در ادامه مشاهده می‌کنید شامل لغات مهم و پرکاربردی است که مطالعه آن‌ها می‌تواند آمادگی داوطلب را برای بخش‌های مختلف آزمون افزایش دهد.

اهمیت یادگیری لغات آزمون MSRT

دانش واژگان در آزمون MSRT فقط برای دانستن معنی چند کلمه کاربرد ندارد. داوطلب باید بتواند مفهوم واژه را در جمله تشخیص دهد، مترادف آن را بشناسد و براساس فضای متن، معنی درست را انتخاب کند. هرچه دامنه لغات داوطلب گسترده‌تر باشد، سرعت خواندن متن‌های درک مطلب نیز افزایش پیدا می‌کند. علاوه بر این، تشخیص ارتباط میان جملات، درک ایده اصلی متن و پاسخ‌دادن به سؤالات استنباطی آسان‌تر خواهد شد. واژگان آزمون MSRT معمولاً در موضوعاتی مانند علوم، محیط‌زیست، پزشکی، روان‌شناسی، آموزش، تاریخ، فناوری و مسائل اجتماعی دیده می‌شوند. به همین دلیل، یادگیری کلمات دانشگاهی و رسمی اهمیت زیادی دارد.

آیا آزمون MSRT بخش واژگان دارد؟

آزمون MSRT مهارت‌های شنیداری، گرامر و درک مطلب داوطلبان را ارزیابی می‌کند. اگرچه ممکن است بخش جداگانه‌ای با عنوان واژگان در آزمون مشاهده نشود، سؤال‌های Reading و Listening به‌طور مستقیم به دانش لغات وابسته هستند. در بخش درک مطلب ممکن است معنی یک کلمه از داوطلب پرسیده شود یا او مجبور باشد براساس جمله‌های اطراف، مفهوم آن را حدس بزند. همچنین شناخت افعال، صفت‌ها و عبارت‌های دانشگاهی برای فهم دقیق متن ضروری است و شرکت در کلاس MSRT می‌تواند به یادگیری هدفمند این مهارت‌ها کمک کند.

MSRT

مهم‌ترین لغات آزمون MSRT

در جدول زیر، مجموعه‌ای از واژگان مهم آزمون MSRT همراه با معنی فارسی و نقش دستوری ارائه شده است. بهتر است این لغات را فقط به‌صورت انگلیسی و فارسی حفظ نکنید و کاربرد آن‌ها را در جمله نیز یاد بگیرید.

ردیفواژهنقش دستوریمعنی
1abandonفعلرها کردن، ترک کردن
2abundantصفتفراوان
3accurateصفتدقیق
4achieveفعلبه دست آوردن
5adaptفعلسازگار شدن، تطبیق دادن
6adequateصفتکافی، مناسب
7adjacentصفتمجاور
8alterفعلتغییر دادن
9apparentصفتآشکار، ظاهری
10approachاسم/فعلرویکرد؛ نزدیک شدن
11appropriateصفتمناسب
12approximateصفت/فعلتقریبی؛ تخمین زدن
13ariseفعلبه وجود آمدن
14assessفعلارزیابی کردن
15assumeفعلفرض کردن
16attainفعلبه دست آوردن
17availableصفتدر دسترس
18awareصفتآگاه
19benefitاسم/فعلمزیت؛ سود بردن
20capacityاسمظرفیت، توانایی
21challengeاسم/فعلچالش؛ به چالش کشیدن
22clarifyفعلروشن کردن، توضیح دادن
23collapseاسم/فعلفروپاشی؛ فرو ریختن
24combineفعلترکیب کردن
25commenceفعلآغاز کردن
26complexصفتپیچیده
27componentاسمجزء، مؤلفه
28comprehensiveصفتجامع
29considerableصفتقابل‌توجه
30constituteفعلتشکیل دادن
31consumeفعلمصرف کردن
32contributeفعلکمک کردن، سهم داشتن
33crucialصفتبسیار مهم، حیاتی
34declineاسم/فعلکاهش؛ کاهش یافتن
35demonstrateفعلنشان دادن، اثبات کردن
36deriveفعلبه دست آوردن، ناشی شدن
37detectفعلتشخیص دادن
38determineفعلتعیین کردن
39diminishفعلکاهش دادن، کاهش یافتن
40distinctصفتمتمایز، مشخص
41distributeفعلتوزیع کردن
42diverseصفتمتنوع
43eliminateفعلحذف کردن
44emergeفعلپدیدار شدن
45emphasizeفعلتأکید کردن
46enableفعلقادر ساختن
47encounterاسم/فعلمواجهه؛ روبه‌رو شدن
48enhanceفعلبهبود دادن، افزایش دادن
49ensureفعلاطمینان حاصل کردن
50establishفعلتأسیس کردن، اثبات کردن
51evaluateفعلارزیابی کردن
52evidentصفتآشکار
53exceedفعلبیشتر شدن، فراتر رفتن
54excludeفعلکنار گذاشتن
55expandفعلگسترش دادن
56exposeفعلدر معرض قرار دادن
57facilitateفعلتسهیل کردن
58factorاسمعامل
59feasibleصفتعملی، امکان‌پذیر
60fluctuateفعلنوسان داشتن
61fundamentalصفتاساسی، بنیادی
62generateفعلتولید کردن
63illustrateفعلنشان دادن، با مثال توضیح دادن
64implyفعلدلالت داشتن، تلویحاً بیان کردن
65indicateفعلنشان دادن
66inevitableصفتاجتناب‌ناپذیر
67inhibitفعلمانع شدن
68initialصفتاولیه
69interpretفعلتفسیر کردن
70maintainفعلحفظ کردن
71modifyفعلاصلاح یا تغییر دادن
72obtainفعلبه دست آوردن
73occurفعلرخ دادن
74perceiveفعلدرک کردن
75persistفعلادامه داشتن، پافشاری کردن
76potentialصفت/اسمبالقوه؛ ظرفیت
77predictفعلپیش‌بینی کردن
78preventفعلجلوگیری کردن
79primaryصفتاصلی، اولیه
80promoteفعلترویج کردن، ارتقا دادن
81proportionاسمنسبت
82provideفعلفراهم کردن
83recoverفعلبهبود یافتن، بازیابی کردن
84reduceفعلکاهش دادن
85relevantصفتمرتبط
86requireفعلنیاز داشتن
87restrictفعلمحدود کردن
88retainفعلحفظ کردن
89revealفعلآشکار کردن
90significantصفتمهم، معنادار
91stableصفتپایدار
92sufficientصفتکافی
93sustainفعلحفظ کردن، ادامه دادن
94transformفعلدگرگون کردن
95transmitفعلمنتقل کردن
96undergoفعلمتحمل شدن، از سر گذراندن
97validصفتمعتبر
98varyفعلمتفاوت بودن
99widespreadصفتگسترده
100yieldاسم/فعلبازده؛ نتیجه دادن

لغات مرتبط با علت و نتیجه در آزمون MSRT

واژه یا عبارتمعنی
causeباعث شدن؛ علت
result inمنجر شدن به
result fromناشی شدن از
lead toمنجر شدن به
contribute toدر ایجاد چیزی نقش داشتن
bring aboutموجب شدن
consequentlyدر نتیجه
thereforeبنابراین
thusازاین‌رو
due toبه دلیل
owing toبه علت
as a resultدر نتیجه

تفاوت مهم:

  • result in: منجر شدن به
  • result from: ناشی شدن از

لغات مربوط به افزایش و کاهش

واژهمعنی
increaseافزایش یافتن یا افزایش دادن
riseافزایش یافتن
growرشد کردن
expandگسترش یافتن
enhanceبهبود دادن
boostتقویت کردن
soarبه‌شدت افزایش یافتن
declineکاهش یافتن
decreaseکاهش یافتن یا کاهش دادن
diminishکمتر شدن
reduceکاهش دادن
shrinkکوچک یا کمتر شدن
deteriorateبدتر شدن
dropافت کردن

برای مثال، soar به افزایش شدید و سریع اشاره می‌کند، اما rise فقط معنای افزایش دارد.

صفت‌های مهم در متون MSRT

صفت‌های زیر برای توصیف نتایج، شواهد، روش‌ها و پدیده‌های علمی کاربرد دارند.

واژهمعنی
accurateدقیق
adequateکافی
appropriateمناسب
considerableقابل‌توجه
consistentسازگار، ثابت
crucialحیاتی
efficientکارآمد
essentialضروری
evidentآشکار
extensiveگسترده
frequentمکرر
fundamentalبنیادی
inevitableاجتناب‌ناپذیر
potentialبالقوه
prevalentشایع
primaryاصلی
reliableقابل‌اعتماد
significantمهم، معنادار
sufficientکافی
validمعتبر

واژه‌هایی مانند significant، crucial، adequate و relevant از صفت‌های پرکاربرد در متون دانشگاهی هستند.

افعال دانشگاهی مهم برای آزمون MSRT

افعال دانشگاهی برای بیان مفاهیمی مانند بررسی، تحلیل، ارزیابی و نتیجه‌گیری استفاده می‌شوند.

فعلمعنی
analyzeتحلیل کردن
assessارزیابی کردن
assumeفرض کردن
calculateمحاسبه کردن
classifyطبقه‌بندی کردن
compareمقایسه کردن
concludeنتیجه‌گیری کردن
confirmتأیید کردن
defineتعریف کردن
demonstrateنشان دادن
determineتعیین کردن
evaluateارزیابی کردن
examineبررسی کردن
identifyشناسایی کردن
illustrateتوضیح دادن یا نشان دادن
indicateنشان دادن
interpretتفسیر کردن
investigateبررسی و تحقیق کردن
measureاندازه‌گیری کردن
observeمشاهده کردن
predictپیش‌بینی کردن
proposeپیشنهاد کردن
revealآشکار کردن
suggestمطرح کردن، نشان دادن
verifyصحت‌سنجی کردن

افعالی مانند analyze، assess، indicate، determine و evaluate در متون علمی بسیار رایج هستند.

خانواده کلمات مهم MSRT

در آزمون ممکن است شکل اسمی، فعلی، صفتی یا قیدی یک واژه دیده شود. به همین دلیل، بهتر است هر کلمه را همراه با خانواده آن یاد بگیرید.

فعلاسمصفت
analyzeanalysisanalytical
assessassessmentassessable
assumeassumptionassumed
concludeconclusionconclusive
contributecontributioncontributory
definedefinitiondefinite
differdifferencedifferent
evaluateevaluationevaluative
indicateindicationindicative
interpretinterpretationinterpretive
predictpredictionpredictable
relaterelationrelevant / related
relyreliabilityreliable
signifysignificancesignificant
varyvariationvarious / variable

پیشوندهای مهم برای تشخیص معنی لغات

پیشوندمفهوممثال
un-منفی یا مخالفunavailable
in- / im-منفیinaccurate, impossible
dis-مخالف یا جداdisagree, disappear
re-دوبارهreconsider
pre-قبلpredict, prehistoric
post-بعدpostwar
inter-میانinternational
sub-زیرsubmarine
trans-انتقال یا عبورtransmit
anti-مخالفantibiotic
over-بیش از حدoverestimate
under-کمتر از حدunderestimate

پسوندهای مهم آزمون MSRT

پسوندنقش معمولمثال
-tionاسمeducation
-mentاسمdevelopment
-ityاسمability
-ance / -enceاسمimportance, difference
-alصفتnatural
-iveصفتeffective
-ousصفتdangerous
-ableصفتavailable
-lyقیدsignificantly
-izeفعلorganize
-ifyفعلclarify

مترادف‌های مهم لغات MSRT

واژهمترادف
abandonleave
accurateprecise
adequatesufficient
alterchange
apparentobvious
attainachieve
commencebegin
considerablesignificant
crucialessential
declinedecrease
demonstrateshow
diminishreduce
evidentclear
expandenlarge
facilitatemake easier
fundamentalbasic
inhibitprevent
obtainacquire
occurhappen
retainkeep
revealdisclose
stablesteady
widespreadprevalent

متضادهای مهم لغات MSRT

واژهمتضاد
abundantscarce
accurateinaccurate
adequateinadequate
artificialnatural
complexsimple
declineincrease
expandcontract
frequentrare
initialfinal
maximumminimum
permanenttemporary
relevantirrelevant
stableunstable
sufficientinsufficient
validinvalid

چگونه لغات آزمون MSRT را بخوانیم؟

برای یادگیری بهتر لغات:

  • هر واژه را در جمله یاد بگیرید.
  • مترادف و متضاد آن را بررسی کنید.
  • خانواده کلمه را بخوانید.
  • لغات را به‌صورت منظم مرور کنید.
  • بعد از هر ۲۰ تا ۳۰ واژه، تست Reading بزنید.

لغات آزمون MSRT

منابع لغات آزمون MSRT

برای تقویت واژگان می‌توانید از منابع زیر استفاده کنید:

جمع‌بندی

برای موفقیت در آزمون MSRT، لازم است واژگان عمومی و دانشگاهی را به‌صورت هدفمند مطالعه کنید. بهترین روش، یادگیری لغت همراه با معنی، مثال، مترادف، متضاد و خانواده کلمات است. جدول‌های این مقاله می‌توانند به‌عنوان یک فهرست کاربردی برای مرور روزانه لغات MSRT استفاده شوند. همچنین بهتر است پیش از ثبت‌نام، از آخرین تغییرات مربوط به هزینه آزمون MSRT مطلع شوید.

درخواست مشاوره رایگان

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در telegram

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *